X
تبلیغات
رایتل

کتابخانه مجازی موبایل

جاده های انتظار

ارسال کننده: محمدی 


حجم کتاب: 202 KB

برای چندمین بار بود که صدای پدر بلند می شد: - حاضر شدید؟ ای بابا من نمی دونم برداشتن یه ساک و لباس پوشیدن چقدر معطلی داره؟ عجله کنید مادر با صدایی بلند اما خونسرد گفت: - از بس داد و قال راه انداختی منم هول کردی یه کم حوصله کن تا ببینم چیزی رو از قلم ننداخته باشم....این رمان با پرنیان ساخته شده است




دانلود


با تشکر لز شما نظر یادتون نره!